الملا فتح الله الكاشاني

181

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

منكر مصدر ميمى است بمعنى انكار چون مكرم بمعنى اكرام و مراد اثر انكار است كه آن عبوس بشره است يعنى چون قرآن بر كافران خوانى اثر كراهة و نفرت در روى ايشان ببينى از فرط تكبر و غيظ و عناد و لجاج كه با حق دارند بجهة اباطيلى كه اخذ آن كرده‌اند از روى تقليد و اين منتهاى جهالت است و به جهت اشعار بر اين وضع الذين كفروا در موضع ضمير واقع شده كه ان فى وجوههم است * ( يَكادُونَ يَسْطُونَ ) * سطو بمعنى وثب و بطش است يق سطا عليه و سطا به اذا تناوله بالبطش يغنى نزديك باشد كه از فرط غيظ و غضب برجهند و بگيرند بشدت تمام * ( بِالَّذِينَ ) * به آنان كه * ( يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ ) * ميخوانند بر ايشان * ( آياتُنا ) * آيتهاى ما را و هر نوع اذية و بدى كه توانند بايشان رسانند * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ص ايشان را * ( أَ فَأُنَبِّئُكُمْ ) * آيا خبر كنم شما را * ( بِشَرٍّ مِنْ ذلِكُمُ ) * ببدتر از آنچه ميخواهيد شما بتاليان قرآن و صعبتر از غيظ و خشم شما بر ايشان يا سختتر بر شما از آنچه بشما رسيده از كراهيت و ضجر بسبب آنچه خوانده مىشود بر شما از قرآن * ( النَّارُ ) * آن آتش دوزخ است كه سختتر و مكروه تر است از غيظ و سطوة شما رفع نار بخبريت است و مبتدا محذوفست اى هذه النار و اين جواب سؤال مقدر است كانه سايلى سؤال كرده كه ما هو در جواب او واقع شده كه النار اى هذا النار و ميتواند بود كه النار مبتدا باشد بر طريق استيناف و خبر آن قوله * ( وَعَدَهَا اللَّه ) * يعنى آتشى كه وعده داده است آن را خدا * ( الَّذِينَ كَفَرُوا ) * آنان را كه نگرويدند و بنا بر اول جملهء فعليه جملهء مستانفه است و يا آنكه در موضع حالست از اسم اشارهء كه در تاويل انبه يا اشبر است يعنى آنكه بدتر و سختتر از غيظ و سطو شما است آتش دوزخ است در حالتى كه حقتعالى وعده داده آن را بكافران * ( وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ) * و بد موضع بازگشتيست آتش خلاصهء معنى آنست كه اى كافران شما بجهة آنكه مؤمنان آيات قرآن بر شما ميخوانند به اين مرتبه خشمناك و غضبناك ميشويد كه از غايت غيظ ميخواهيد كه بسط يد كنيد بر ايشان بانواع ضرر و ايذا پس حال شما در شدة غيظ چگونه باشد در وقتى كه آتش دوزخ را ببينيد كه بمراتب بدتر و سختتر است از آن خطاب بمشركان مكه كرده و ميفرمايد كه * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * اى مردمان * ( ضُرِبَ مَثَلٌ ) * زده شده است مثلى براى عبادت شما مر اصنام را و بيان كرده شده * ( فَاسْتَمِعُوا ) * پس بشنويد و گوش فرا داريد * ( لَه ) * مر آن مثل را به گوش هوش و در آن تامل كنيد مراد بضرب مثل اين جا بيان قصهء رايقه و حال مستغربه است كه مثابه ساير مثل است و در استغراب و استعجاب